مدیریت ساخت

متودولوژی PRINCE 2

(Project In Controlled Environment ) PRINCE2 یک روش فرآیندی برای مدیریت موثر پروژه است. PRINCE2استانداردی است که دولت انگلستان به طور گسترده از آن استفاده کرده و به طور گسترده در بخش خصوصی شناخته شده و استفاده می­گردد.

ویژگی‌های اصلی PRINCE2  عبارتند از:

  • تمرکز بر توجیه کسب و کار
  • یک ساختار سازمانی تعریف شده برای تیم مدیریت پروژه
  • رویکرد برنامه‌ریزی بر اساس محصول
  • تأکید بر تقسیم پروژه به مراحلی که قابلیت مدیریت و کنترل داشته باشند
  • انعطاف پذیری برای کاربرد در سطحی که برای پروژه مناسب است

تاریخچه PRINCE2

PRINCE در سال 1989 به وسیله  CCTA(سازمان مرکزی کامپیوتر و ارتباطات مخابراتی) که بعداً به OGC تغییر نام داد، ایجاد شد.  PRINCE در اصل بر پایه PROMPT است. PROMPT  یک روش مدیریت پروژه بود که به وسیله Simpact Systems Ltd در سال 1975 ایجاد شده بود. PROMPT  در سال 1979 به وسیله CCTA به عنوان استاندارد پروژه‌های سیستم های اطلاعاتی دولت پذیرفته شد.

هنگامی که PRINCE  در سال 1989 افتتاح شد به طور موثری از PROMPT در پروژه‌های دولتی پیشی گرفت.  PRINCEدر حیطه عمومی باقی می­ماند و حق مالکیت آن توسط CROWN  حفظ می‌شود. PRINCE  آرم تجاری OGC(Office of GovernmentCommerce) است. PRINCE2  در سال 1996 با همکاری 150 شرکت اروپایی منتشر شد.

مدل فرآیندی PRINCE2

PRINCE2 یک رویکرد فرآیندی برای مدیریت پروژه است که روشی قابل اصلاح و مقیاس پذیر برای مدیریت انواع مختلف پروژه ایجاد می­کند. هر فرآیندی با خروجی و ورودی های اصلی و همچنین اهداف خاصی که باید به آن ها دست یابد و فعالیت هایی که باید انجام دهد، تعریف می شود. در شکل زیر به طور شماتیک مدل فرآیندی PRINCE2 نشان داده شده است.

هدایت پروژه (DP)

فرآیند هدایت یک پروژه از آغاز تا بستن پروژه اجرا می شود. انجام این فرآیند وظیفه هیات پروژه است. هیات پروژه به وسیله استثنائات مدیریت کرده، به وسیله گزارش‌ها نظارت می کند و توسط نقاط تصمیم گیری کنترل را انجام می دهد.

فرآیندهای انجام شده توسط هیات پروژه به 4 حیطه به شرح زیر تقسیم می شود:

1.  آغاز پروژه

2. مرزهای مراحل (اختصاص منابع بیشتر پس از کنترل نتایج به دست آمده)

3. هدایت غیر رسمی (نظارت بر پیشرفت، پیشنهاد و راهنمایی، عکس العمل نسبت به موقعیت های استثنایی)

4. بستن پروژه (تایید نتیجه پروژه و پایان کنترل شده آن)

فرآیند هدایت پروژه، فعالیت های روزمره مدیر پروژه را پوشش نمی­دهد.

شروع پروژه (SU)

شروع اولین فرآیند PRINCE2 است. این فرآیند در برگیرنده مرحله قبل از آغاز پروژه است، و منظور اطمینان از برآورده شدن پیشنیازهای آغاز پروژه طراحی شده است. برای انجام این فرآیند وجود سند تعهد پروژه که مبین شرایط سطوح بالا، دلیل انجام پروژه و نتیجه خواسته شده می باشد، ضروری است. فرآیند آغاز یک پروژه باید بسیار کوتاه باشد.

وظیفه فرآیند حول تولید 3 عنصر زیر قرار دارد:

1.  اطمینان از در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز برای تیم پروژه

2. طراحی و انتصاب تیم مدیریت پروژه

3. تهیه برنامه مرحله آغاز

آغاز یک پروژه

اهداف آغاز یک پروژه عبارتند از:

  • توافق بر سر این موضوع که آیا توجیه کافی برای پیشروی پروژه وجود دارد یا خیر
  • ایجاد یک اساس مدیریتی مستحکم برای پیشروی پروژه
  • مستندسازی و تایید این که یک موقعیت تجاری قابل قبول برای پروژه موجود است
  •  توانمندسازی و تشویق هیات پروژه برای در اختیار گرفتن پروژه
  • ایجاد یک مسیر برای فرآیندهای تصمیم گیری مورد نیاز در طول عمر پروژه
  •  اطمینان از این که سرمایه گذاری صورت گرفته در زمان و تلاش مورد نیاز برای پروژه، با در نظر گرفتن ریسک های موجود، به شکلی عاقلانه انجام شده است

مدیریت مرز مراحل (SB)

این فرآیند نقاط مختلف تصمیم گیری برای بررسی ادامه پروژه را برای هیئت پروژه ایجاد می­کند. اهداف این فرآیند عبارتند از:

  • اطمینان بخشیدن به هیات پروژه که تمامی فعالیت‌های برنامه ریزی شده برای مرحله کنونی، به گونه تعریف شده کامل شده‌اند.
  • ایجاد اطلاعات لازم برای هیات پروژه به منظور ارزیابی امکان ادامه پروژه
  • ایجاد اطلاعات لازم برای هیات پروژه به منظور  تایید تکمیل مرحله کنونی و دادن مجوز برای شروع مرحله بعد و همچنین میزان تفویض اختیار مجاز
  • ضبط هرگونه اندازه گیری و آموزه‌ای که به مراحل بعدی پروژه یا پروژه‌ها دیگر کمک می­کند

کنترل یک مرحله

این فرآیند فعالیت های نظارت و کنترل مدیر پروژه که به منظور اطمینان از شرایط عادی هر مرحله و عکس‌العمل نسبت به وقایع غیرقابل انتظار آن انجام می شود را توصیف می کند. این فرآیند هسته اصلی تلاش های مدیر پروژه را شکل می دهد و فرآیندی است که مربوط به مدیریت روزانه پروژه است. درون یک مرحله یک سیکل شامل موارد زیر وجود دارد:

  • ایجاد مجوز برای کارهایی که باید انجام شوند
  • جمع‌آوری اطلاعات پیشرفت کار
  • عکس‌العمل نسبت به تغییرات
  • مرور وضعیت
  • گزارش دهی
  • اتخاذ اقدامات اصلاحی لازم

این فرآیند موارد فوق را پوشش داده و همچنین کار مستمر مدیریت ریسک و کنترل تغییر را انجام می دهد.

مدیریت تحویل محصول

هدف این فرآیند اطمینان از تولید و تحویل محصولات برنامه­ریزی شده به وسیله مراحل زیر است:

  • اطمینان از این که کارهای انجام شده بر روی محصولات که به اعضای تیم اختصاص داده شده است، به طور موثری مورد قبول واقع شده و دارای مجوز است همچنین تایید و کنترل بسته­های کاری
  • اطمینان از تطابق کار با نیازمندی به واسط های تعریف شده در بسته کاری
  • اطمینان از انجام کار
  • ارزیابی پیشرفت کار و پیش­بینی به صورت منظم
  • اطمینان از این که محصولات تکمیل شده نیازهای کیفی را برآورده ساخته اند
  • گرفتن تاییدیه برای محصولات تکمیل شده

بستن یک پروژه

هدف این فرآیند اجرای یک پایان کنترل شده برای پروژه است. این فرآیند پوشش دهنده وظیفه مدیر پروژه در جمع‌بندی پروژه در پایان یا مراحل نزدیک به پایان است. بیشتر حجم کار مربوط به فراهم آوردن ورودی برای هیات پروژه به منظور گرفتن تاییدیه اتمام احتمالی پروژه است.

اهداف بستن یک پروژه عبارتند از:

  • کنترل میزان برآورده شدن اهداف و مقاصد تنظیم شده در سند ابتدایی پروژه (PID)
  • تایید میزان برآورده شدن سند ابتدایی پروژه(PID)و رضایت مشتری از از محصولات تحویل شده
  • گرفتن تاییدیه رسمی محصولات
  • اطمینان از میزان تحویل و تایید مشتری در مورد محصولات مورد انتظار
  • تایید اینکه هماهنگی های نگهداری و عملیات انجام شده صورت گرفته است
  • ارائه پیشنهاد برای عملیات بعدی
  • اقتباس آموزه های ناشی از انجام پروژه و تکمیل گزارش آموزه های فراگیری شده
  • ایجاد گزارش نهایی پروژه
  • اطلاع دادن به سازمان میزبان از خواست تیم پروژه به منظور منحل کردن ساختار پروژه و منابع

برنامه ریزی (PL)

برنامه‌ریزی یک فرآیند قابل تکرار است و نقش مهمی در فرآیندهای دیگر داراست که اهم آن ها به شرح زیر است:

  • برنامه ریزی یک مرحله آغازی
  • برنامه ریزی یک پروژه
  • برنامه ریزی یک مرحله

ایجاد یک برنامه برای مواقع استثنایی

PRINCEیک شروع بر پایه محصول برای فعالیت برنامه ریزی فراهم می آورد. همچنین یک چارچوب برنامه ریزی ایجاد می­کند که می‌تواند در مورد هر پروژه ای به کار رود. این چارچوب شامل:

  • تعیین این که چه محصولاتی مورد نیاز است
  • تعیین ترتیبی که بر اساس آن محصولات باید تولید شوند
  • تعیین شکل و محتوای هر محصول
  • واضح سازی این که چه فعالیت هایی برای تولید و تحویل محصولات مورد نیاز است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.